مکتب های عرفانی حوزه های علمی شیعه در ایران و عراق

نویسنده: غلامرضا جلالی

ناشر:   پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

تاریخ نشر: 1397


درباره کتاب:


کتاب« مکتب های عرفانی حوز ههای علمی شیعه در ایران و عراق » قلم غلامرضا جلالی عضو هیات علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در ۳۱۴ صفحه منتشر شده است.
به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی این کتاب که معرفى مکتب های عرفانى حوزه های علمى شیعه درایران و عراق را بر عهده دارد، مشتمل است بر یک درآمد و پنج فصل با موضوعات ، فصل اول ریشه های عرفان شیعى ، فصل دوم استمرار علایق مشترک و رونق تعامل ، فصل سوم ظهور طریقت های شیعى فصل چهارم پیدایش مکتب های عرفانى و فصل پنجم شاخصه های مکاتب عرفانى حوزه های علمى شیعه و با ارائۀ نتیجه و یک ضمیمه و منابع به پایان می رسد.

این اثر در مقدمه خود به کلیات می پردازد و علاوه بر ارائۀ چکیده و کلید واژه ها، موضوع تحقیق و ابعاد آن، بیان مسئله و پرسش های اصلى و فرعى، فرضیۀ اصلى و پیش فرض ها، روش تحقیق و گردآوری داده ها، اهداف و اهمیت و فایده تحقیق، پژوهشهای پیشین، منابع این پژوهش، محدودۀ زمانى و سازمان دهى تحقیق را در این قسمت بحث می کند .

نگارنده اثر در فصل اول ریشه های عرفان شیعى را مورد بحث قرار می دهد و با بیان این نکته که از زمانى که عرفان به عنوان یک راه و روش مورد توجه قرار گرفت، در در مواجعه با عرفان به سه دسته تقسم بندی شدند دسته ای به دلیل رازوارگى و باطن گروی آن مسیر افراط را طى کردند، برخى نیز عرفان را بزرگترین عامل تحریف دین و عقب افتادگى جامعه بر شمردند و تعدادی نیز راه اعتدال در پیش گرفتند.

نویسنده پاسخ این پرسش را که چه چیزی سبب این همه معارضه در مورد عرفان وتصوف شده است و چرا از ورود آن به عرصه های مختلف حیات اجتماعى پرهیزمی شود ، در این فصل دنبال می کند.

فصل دوم کتاب به کندوکاو ارتباط تاریخى تشیع و تصوف در ادوار مختلف از جمله قرون نخستین و دورۀ مغول و تیموریان و مناسبت های عرفا و علما در این دوره ها و پیدایش سربداران و گسترش. شیعى مرعشیان، بکتاشیه، نوربخشیه، ذهبیه، مشعشعیان، حروفیه و نعم تاللهیه و نیز جدایى تصوف و تشیع در عصر صفویان پرداخته است.

فصل سوم به پیدایش و ظهور طریقت های عرفانى شیعه اختصاص یافته است.

فصل چهارم به معرفى مکاتب عرفانى حوزه، اعم از مکتب حله، مکتب زنجان و آذربایجان، مکتب مشهد، مکتب شیراز و اصفهان، مکتب نجف و در پایان مکتب تهران پرداخته است.

درنهایت فصل پنجم به شاخصه ها و تواناییهای مکاتب عرفانى حوزه، ضرورت استاد سلوکى، بهره گیری از دستورالعملها و نیز کارآمدی این مکاتب در شرایط کنونى توجه شده است و در پایان نتیجه گیری و نمودار سلسله های عرفانى حوزویان و منابع معرفى شده اند.

بنا بر این گزارش این اثر به لحاظ زمانى تاریخ کامل شکل گیری عرفان در حوزه های علمى شیعه از بدو تأسیس تا دورۀ معاصر را در بر مى گیرد؛ ولى تمرکزمباحث آن، بیشتر معطوف به چند قرن اخیر است و در دو بخش« مکتب های عرفانى حوزه های علمى شیعه در ایران و عراق و مکتب های عرفانى حوزه های علمى شیعه در هند و پاکستان؛» فراهم آمده است و نگارنده در این پژوهش کوشیده شده است با توجه به دیدگاه های منصفانه ای که خبرگان اهل تجربه و قول سدید در طول سده های سپری شده و در دوران معاصر، به ویژه پس از انقلاب اسلامى ایران ارائه کرده اند و نیز با توجه به اهمیتى که تعامل میان دانش های گوناگون اسلامى در شرایط فعلى به لحاظ تمدنى و نیز تعامل میان تشیع و تسنن می تواند بر عهده داشته باشد، به کندوکاو بپردازد .

 

 

 

آخرین اخبار