رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی؛

امام خمینى(ره)، مسئله ولایت فقیه را هم در عرصه نظر و هــم در عرصه عمل به اوج رساندند.

ارسال شده در تاریخ   ۱۸ دی ۱۳۹۷

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به اینکه امام خمینى(ره)، مسئله ولایت فقیه را هم در عرصه نظر و هــم در عرصه عمل به اوج رساندند، گفت: ایشان معتقد اســت که با وجود سلطنت، اسلام از بین مى رود؛ بنابراین هدف در این گفتمان، برپایى حکومت اســلامى اســت.

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده اسلام تمدنی، حجت الاسلام و المسلمین لک زایی در نخستین جلسه از دوره دانش افزایی ولایت فقیه (ویژه اساتید علوم عقلی و فقه و اصول ) که با مشارکت حوزه علمیه خراسان، دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی  ( گروه حکمت و کلام جدید پژوهشکده اسلام تمدنی ) در مدرسه علمیه سلیمانیه  برگزار شد، با اشاره به اینکه با مبعوث شدن پیامبر اکرم(ص)، رهبرى الهى شکل گرفت و ســپس با هجرت به یثرب، دولت اسلامى تشــکیل و یثــرب تبدیل به مدینه النبى شد، گفت: در زبان عربى به شهر، «بلد» گفته مى شود، اما وقتى مقصود نظام سیاسى باشد، از کلمه «مدینه» استفاده مى شــود؛ همان طور که در کتاب هاى فارابــى از مدینه به «نظــام سیاســى» تعبیر شــده اســت؛ پس مدینه النبى یعنى نظام سیاسى نبوى.

وی افزود: چهار عنصر اصلى در اسلام وجود دارد کــه عبارتند از رهبــرى الهــى، دین و مکتب الهى، امت الهى و دولــت الهى که همگى به توحید متصل هستند و اگر فقط یکى از آن ها غیر دینى شود کافى اســت تا نتیجه غیر دینى شــود.


رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان اینکه نکته مهم و اساسى این اســت که بدانیم در حکومت اســلامى، رهبر غیر از دولت اســت و این چیزى اســت که در دوره هاى اخیر اشــتباه شده و دولت را مســاوى رهبر گرفته اند، گفت: رهبرى شــئون فراوانى دارد که یکى از آن ها، دولت ســازى اســت؛ همان طور که پیامبر(ص) شــئون فراوانى داشتند؛ شأن اول ایشــان، دریافت وحى و ابلاغ آن به مردم بــود. پیامبر اکرم(ص) این وظیفه را در ۱۳ ســالى که در مکه بودنــد انجام دادند، بدون اینکه ملازم با داشتن حکومت باشد و کم کم که پیروان دین بیشتر شدند و امت به وجود آمد، مسئله اجراى دین و تأمین امنیت پیش آمد و تشکیل دولت و حکومت ضرورى شد.

وی با اشاره به اینکه از نظر شیعه، رهبرى الهى قابل حذف نیست پیامبر اکرم(ص) بــه کمک مردم، در مدینه دولت و حکومت اســلامى تشکیل داد تا از طریق اجراى شریعت براى مردم امنیت را به ارمغان بیاورد، ابراز کرد: بعد از پیامبر(ص)، جریانى به نام خلافت به وجود آمد که «رهبرى الهى» را حذف کرد؛ دولت در صدر قرار گرفت و دین و ملت زیر نظر آن قرار گرفتند. آن ها ادعا کردند پیامبر رفت، ارتباط با آســمان قطع شــد و ایشــان براى خود جانشینى تعییــن نکرد، در حالى که از نظر شــیعه در این دوران هم رهبرى الهى باقى است و حــرف اول را مى زنــد و از دین حفاظت مى کند و دین سالم را به مردم مى رساند.

استاد دانشگاه باقر العلوم (ع) یادآور شد: در این دیدگاه، امام همچنان رهبر است، حتى اگر دولت و حکومت در دســت او نباشــد و در نتیجه بســیارى از کارها را نتواند انجام دهد؛ رهبــرى الهى از نظر شیعه قابل حذف نیست. تشکیل دولت اسلامى لوازم و عناصرى دارد که عبارتند از: «استحقاق، لیاقت و شایستگى»، «نصب الهى» و «بســط ید یا حضور مردم».
وی با بیان اینکه هر وقت «بسط ید» اتفاق افتاد، امام معصوم دست به تشکیل حکومت و دولت مى زند و در غیر این صورت خیر؛ همان طور که در ۱۰ سال اول بعثت پیامبر(ص) و در ۲۵ سال بعد از رحلت پیامبر(ص)، این اتفاق نیفتاد، با این سوال ها که آیا پیامبر(ص) در این ۱۰ سال به تشکیل دولت فکر نمى کردند؟ و آیا امامان معصوم که قضیه فدک را رها نکردند، ممکن است تشکیل حکومت و دولت را رها کرده باشند؟ گفت: امام رضا(ع) از قول خداوند جل جلاله مى فرماید: «لاَ إِلهَ إِلاّ االله» دژ من اســت، پس هر کــس که در دژ من درآیــد از عذابم در امان اســت؛ [البته] با شرایطش و من جزو شــرایط آنــم؛ بنابراین با حذف رهبرى الهى کسى به امنیت نمى رسد.

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی که معقتد است که فقهاى شــیعه در دوران غیبــت هم بر وجود این چهار عنصر تأکیــد دارند، اظهار کرد: عنصر اول یعنــى رهبرى الهى به دین و مقلَّدین، صورت هاى فقاهت، نیابت، فتوى، محدثین و مســتمعین همواره وجود داشته است و کســى منکر ولایت فقها نبوده؛ چیزى که مورد اختلاف است، حدود وظایف و نوع ولایت می باشد.
استاد دانشگاه باقر العلوم (ع) توضیح داد: فقها از نظر سیاسى و درباره تشکیل حکومت پنج دیدگاه دارند: «گفتمان آرمانى» که به معنى تشکیل حکومت توسط معصوم است و در زمان ظهور امام مهدى(عج) اتفاق خواهد افتاد؛ «گفتمان تقیِّه» که در زمان حکومت هاى غیر شیعى رواج داشت و شرایط ایجاب مى کرد تا مســائل حکومتى در لفافه گفته شود؛ «گفتمان اِصلاحِ (قرآنى)» که در حکومت هاى مدعى تشــیع اتفاق افتاد که از تقیه خارج شد و به سوى عملى شدن نســبى حکومت اسلامى پیش رفت؛ «گفتمان انقلاب (قیام)» مثل آنچه در انقلاب اسلامى ایران به رهبرى امام خمینى(ره) اتفاق افتاد و «گفتمان غلبه (تغلّب)» که به قول امام، مخصوص آخوندهاى دربارى است و معتقد می باشد حق با کسى اســت که زورش بیشتر اســت و بنابراین خلافت و استبداد را قبول و توجیه مى کنند.

وی با بیان اینکه از «گفتمان تقیه» تا «گفتمان اصلاح» در سال ۴۱۵ ه.ق فردى نزد سیدمرتضى که بزرگ شیعه در بغداد بود، آمد و از او در مورد قبول وزارت در حکومت و دولت غیرمشروع سؤال کرد و ایشان در جواب او رساله اى به نام «فی العمل مع السلطان» نوشــت و مســئله را به صورت اشــاره اى باز کرد، گفت: ســیدمرتضى در این رساله بیان مى دارد که دو نوع حکومت داریم؛ یکى حکومتى است که برحق و عادل است. پس اگر سلطان عادل شما را دعوت به کار کرد، جایز است و اگر الزام کرد واجب می باشد اما اگر حکومت ظالم که حکومتى باطل است و با غلبه روى کار آمده شما را دعوت کرد، احکام خمسه پیش مى آید و به نیت شما بستگى پیدا مى کند؛ لذا سید در یک گفتمان تقیه اى نگاه خود به ولایت سیاسى فقیه را بیان مى کند و در ادامه رساله، اشکالات زیادى را در این زمینه جواب مى دهد.

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: این امر نشان مى دهد که در دوران غیبت، همان کارى را که امامان معصوم در طول تاریخِ ائمه انجام مى دادند، اکنون ولى فقیه انجام مى دهد؛ یعنى اجازه دخالت در امور سیاسى را مى دهد.در دوره دوم، شیعه از تقیه خارج مى شــود و گفتمان اصلاح را در پیش مى گیرد که مثال بارز آن، دوران صفویه اســت.

استاد دانشگاه باقر العلوم (ع) با اشاره به اینکه ملااحمد نراقى، از علماى عصر قاجار در کتاب «عوائد الایام» بیشــتر و جامع تر از سایران به این امر پرداخته است، اظهار کرد: وی در دو چیز حق ولایت را براى فقیه برشمرده که اولی آن است که در همه مواردى که پیامبر(ص) و ائمــه(ع) در آن صاحب اختیار بوده اند؛ مگر اینکه مواردى به دلیل شرعى استثنا شده باشد و دومین امر نیز در همه امورى که به دین و دنیاى بندگان خدا ارتباط دارد و باید انجام شود.

وی در ادامه با بیان اینکه امام خمینى(ره)، مسئله ولایت فقیه را هم در عرصه نظر و هــم در عرصه عمل به اوج رساندند، گفت: ایشان معتقد اســت که با وجود سلطنت، اسلام از بین مى رود؛ بنابراین هدف در این گفتمان، برپایى حکومت اســلامى اســت.

وی با اشاره به اینکه امام راحل(ره) حکومت را ســه نوع مى دانند: «استبدادى و مطابق با امیال فرد»، «جمهورى و مشروطه مطابق امیال و نظرات جمع و اکثریت» و «اســلامى»؛ و چندین استدلال براى ضرورت انقلاب سیاســى و تشکیل حکومت اســلامى بیان مى فرمایند، اظهار کرد: «تأسى به عمل پیامبر در تشــکیل حکومت»، «ضرورت اســتمرار اجراى احکام الهى که در دوران غیبت نســخ نمى شود و بــدون حکومت قابل اجرا نیســت»، «لزوم وحدت امت اســلامى»، «لزوم نجات مردم مظلوم و محروم و بسط عدالت»، «گسترش تعلیم و تربیت اسلامى» این امور استدلالی است که بعد وارد دلایل نقلى مى شوند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اضافه کرد: ایشان مى فرمایند: مجموعه قوانین براى اصلاح جامعه کافى نیست؛ به همین دلیل خداوند متعال در کنار فرستادن یک مجموعه قانون، یعنى احکام شرع، یک حکومت و دســتگاه اجرا و اداره هم مستقر کرده است. رسول اکــرم(ص) در رأس تشــکیلات اجرایــى و ادارى جامعه مســلمین قرار داشــت. همچنین در جایى دیگر مى نویسند: « اسلام صرف احکام عبادى و اخلاقى نیست؛ بلکه اسلام آمده تا حکومت عدل تأسیس کند. حکومت اســلامى نه اســتبدادى است و نه جمهورى مطلق؛ بلکه اســلامى است، یعنى ابتدا مقید است به رضایت خداى تعالى و در چارچوب دین و در این چارچــوب هرجا که خدا فرموده «و شــاورهم فى الأمر» تابع رأى گیــرى و انتخابات و مشورت است.»