به همت اداره پژوهش پژوهشکده اسلام تمدنی؛

کارگاه پژوهشی رویکردها و روش های پژوهش ویژه اعضای هیأت علمی و محققین با حضور استاد دکتر خسرو باقری برگزار گردید.

ارسال شده در تاریخ   ۲۱ تیر ۱۳۹۷

اداره پژوهش پژوهشکده اسلام تمدنی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی کارگاه پژوهشی" رویکردها و روش های پژوهش"  ویژه اعضای هیأت علمی و محققین این دفتر را  با حضور دکتر خسرو باقری عضو هیات علمی دانشگاه تهران چهارشنبه ۲۰ تیر ۹۷ در سالن جلسات دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار کرد.

به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی،  طلا بزی رئیس اداره پژوهش پژوهشکده اسلام تمدنی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی گفت : این کارگاه از سلسله کارگاههای علمی و پژوهشی مصوب شورای پژوهشی پژوهشکده اسلام تمدنی جهت ارتقاء و بالا بردن  توان علمی اعضای هیات علمی و محققین مرتبط با این پژوهشکده است..

وی گفت: بر اساس مصوبه شورای پژوهشی پژوهشکده اسلام تمدنی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی کارگاه پژوهشی" رویکردها و روش های پژوهش"  با حضور اکثر اعضای هیات علمی و محققان در قالب دو کارگاه " روش استنتاجی " و "  روش هرمنوتیکی/ پدیدارشناختی" در دو نوبت  صبح و عصر با حضور دکتر خسرو باقری هیات علمی رسمی دانشگاه تهران  برگزار گردید.   

طلا بزی در خصوص کارگاه اوّل گفت:این کارگاه با عنوان  روش استنتاجی در نوبت صبح برگزار گردید که در این کارگاه  استاد مدعو به مطالب تخصصی در خصوص روش استنتاجی پرداخت و عنوان کرد : روش استنتاجی یا قیاسی، هم به صورت نظری و هم به صورت عملی، قابل استفاده است. شکل عملی آن، با توجه به ویژگی معطوف به عمل فلسفه تعلیم و تربیت، بیشتر مورد استفاده خواهد بود در شکل نظری ان در بخش تجربی تعلیم و تربیت مورد می یابد.جنبه های متافیزیکی، معرفت شناختی، ارزش شناختی و به ویژه مباحث مربوط به ماهیت آدمی، در نظریه های تجربی تعلیم و تربیت تاثیرآفرینی می کند. روش استنتاجی در شکل عملی آن، به سبب این که جنبه های هنجارین در تعلیم و تربیت بسیار فراگیر هستند، نقش برجسته تری در فلسفه تعلیم و تربیت دارد" عنوان کرد .

روش استنتاجی را می توان هم برای نظریه پردازی و هم برای تحلیل، ارزیابی و نقد نظریه مورد استفاده قرار داد. بررسی الگوی فرانکنا در بکارگیری روش استنتاج عملی، نشان داد که این الگو را می توان به صورت پس رونده، برای تحلیل و ارزیابی فلسفه های تعلیم و تربیت، و به صورت پیش رونده برای نظریه پردازی در این عرصه بکار گرفت. در استنتاج عملی به شکل پس رونده، کار از نتیجه هنجارین قیاس عملی آغاز می شود و به فراهم آوردن مقدمات هنجارین و واقع نگر آن ختم می گردد، در حالی که شکل پسش رونده، کار از تمهید مقدمات هنجارین و واقع آغاز می شود و به یافتن نتیجه هنجارین منجر می گردد.

حدود روش استنتاجی را همواره باید در نظر داشت. این حدود ایجاب می کند که از فرو کاستن علم تجربی تعلیم و تربیت و علوم تجربی مددکار آن به فلسفه خودداری کنیم، چنان که از فروکاستن فلسفه به علم تجربی و حذف هر گونه نقشی برای زیرساخت های فلسفی و بسنده کردن به تصور موهومی به عنوان یافته های تجربی محض نیز باید برحذر بود.

رابطه دو سویه میان علم و فلسفه را باید در عرصه فلسفه تعلیم و تربیت در ارتباط با علوم تجربی مربوط به تعلیم و تربیت نیز در نظر داشت. بر اساس این رابطه، مبانی فلسفی نظریه های علمی، چنان که یافته های تجربی نظریه های علمی نیز می توانند در تجدید نظر جزیی یا کلی نسبت به مبانی فلسفی آنها نقش آفرینی کنند.نظریه پردازی در تعلیم و تربیت و علوم همجوار آن، مانند روان شناسی، در گرو استفاده از این روش است به ویژه ،استنتاج عملی می تواند ما را در برقرار کردن رشته های پیوند میان اهداف تعلیم و تربیت با اصول، معیارها و روش های کلی مورد نیاز در تنظیم فعالیت های محیط های آموزشی یاری کند.با ترکیب معینی از گزاره های هنجاری و واقع نگر می توان به برقراری رشته های دلالت میان اجزای مختلف نظریه تربیتی پرداخت.با این حال، به محدودیت روش استنتاجی نیز باید توجه داشت و از این روش، انتظار پاسخ گویی به روش های عملی تعلیم و تربیت را نیاید داشت.به عبارت دیگر، یافته های تجربی مورد نیاز در تعلیم و تربیت را نمی توان به کمک روش استنتاجی فراهم آورد.

رئیس اداره پژوهش پژوهشکده اسلام تمدنی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در خصوص کارگاه " روش هرمنوتیکی/ پدیدارشناختی" نیز افزود : استاد مباحث مهمی در خصوص روش های پدیدار شناختی و هرمنوتیکی اشاره کرد که مهترین مسله مطرح شده توسط استاد  در خصوص  روش های پدیدار شناختی و هرمنوتیکی بود که افزود: با به حاشیه راندن فعالیت های نظری و استنتاجی،اهمیت روابط شهودی و تجربه زیسته را در کانون توجه قرار می دهند. به عبارت دیگر، توصیف پدیده های تربیتی آن چنان که دست اندرکاران آن را درک می کنند، مهم است نه کوشش های تبیینی نظری،اگر هم تبیین های نظری، نقشی دارند باید آن را بر حسب روابط شهودی و با حمل بر انها و غنا بخشیدن به آنها ایفا کنند.به ویژه، در بعد هرمنوتیکی،روابط متقابل میان دست اندرکاران تعلیم و تربیت،مانند معلمان و شاگردان یا معلمان و والدین،از حیث انتقال فهم و تجربه توصیفی به یکدیگر و اعتلا بخشیدن به این فهم، مورد توجه است.نقطه قوت روش های پژوهش پدیدار شناختی و هرمنوتیکی در این است که به ما در خصوص جدی گرفتن استنتناج های نظری و نیز استاندارد کردن روش ها هشدار می دهند و دستیابی به درک سیّال و متقابل دست اندرکاران را از طریق تجریه زیسته مورد تاکید قرار می دهند.

ادموند هوسرل که پدیدار شناسی با نام وی گره خورده است، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم رویکردی متفاوت با آنچه در قرن نوزدهم در فلسفه رایج بود، فراهم آورد.وی در برابر نظر ورزی از نوع هگلی بر ان بود که باید فلسفه به صورت دانشی دقیق درآید و با بررسی دقیق مفاهیمی که از آن استفاده می کنیم،ریشه و منشاء آنها را روشن سازد. تاثیر دیدگاه هوسرل بر فیلسوفان بعد از خود،بسیار واضح است به طوری که می توان ان را در اندیشه های متفکرانی چون ماکس شیلر،مارتین هاید یگر،ژان پل ساتر،هانس گئورگ،گادامر،پل ریکو و ژاک دریدا ملاحظه نمود. با توجه به این که این تاثیر گذاری در عرصه اندیشه های هرمنوتیکی هایدگر و گادامر، بسیار چشمگیر است.