عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تبیین کرد؛
بازسازی امید اجتماعی در پرتو قرآن
دکتر سیدمحسن میرسندسی گفت: یافتههای جدید در روانشناسی اجتماعی نشان میدهند امید جمعی یکی از مهمترین پیشبینی کنندههای مشارکت مدنی و تابآوری اجتماعی است. مطالعات جدید در حوزه تابآوری نشان میدهد جوامعی که روایتهای معنادار از آینده خویش دارند حتی در شرایط بحران کمتر دچار فروپاشی اجتماعی میشوند و قرآن دقیقاً چنین روایت کلانی را برای مؤمنان عرضه میکند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پژوهشکده اسلام تمدنی، سیدمحسن میرسندسی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامیمسئله ناامیدی اجتماعی در دهههای اخیر به یکی از چالشهای مهم در جوامع معاصر تبدیل شده است، پدیدهای که صرفاً در قالب احساسات فردی یا واکنشهای روانشناختی قابل توضیح نیست، بلکه ریشه در ساختارهای معنایی فرهنگی و افقهای جمعی آینده دارد. در چنین وضعیتی، پرسش از امکان بازسازی امید اجتماعی نه یک دغدغه اخلاقی ساده، بلکه مسئلهای راهبردی در سطح انسجام اجتماعی، تابآوری جمعی و پایداری فرهنگی است. قرآن کریم بهعنوان متنی وحیانی که همزمان به فرد و جامعه خطاب میکند، منظومهای منسجم از مفاهیم امید، رحمت، بشارت و مسئولیت ارائه میدهد که قابلیت خوانش اجتماعی و بینرشتهای دارد. از اینرو خبرنگار ایکنای خراسانرضوی گفتوگویی با سیدمحسن میرسندسی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، انجام داده تا نسبت میان ناامیدی اجتماعی و آیات امید در قرآن را از منظر جامعهشناسی دینی و مطالعات قرآنی واکاوی کند.
ایکنا_ ناامیدی اجتماعی چیست و نسبت آن با آیات امید در قرآن چگونه قابلفهم است؟
اگر بخواهم از منظر جامعهشناسی دینی و مطالعات قرآنی پاسخ بدهم باید ابتدا ناامیدی اجتماعی را از سطح احساس فردی جدا کنیم. ناامیدی اجتماعی حالتی است که در آن افق آینده جمعی بسته میشود و کنشگران احساس میکنند تلاش فردی و جمعی آنان فاقد معنا و اثر است. در چنین وضعیتی اعتماد اجتماعی فرسایش مییابد، سرمایه اجتماعی تضعیف میشود و جامعه به سمت انفعال یا پرخاشگری جمعی سوق پیدا میکند. قرآن دقیقاً به این وضعیت حساس است. آیات امید در قرآن صرفاً توصیههای روانی فردی نیستند بلکه مداخلهای عمیق در سطح معنا بخشی به تاریخ و آینده جمعی محسوب میشوند.
برای نمونه آیه «یا بَنِی اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یوسُفَ وَأَخِیهِ وَلَا تَیأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» فقط یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه اعلام یک قاعده اجتماعی است. جامعهای که از روح خدا ناامید میشود در واقع پیوند خود را با امکان تحول تاریخی قطع کرده است. در زبان امروز میتوان گفت قرآن با این آیات نوعی افق گشایی آیندهنگر ایجاد میکند که مانع فروبستگی اجتماعی میشود. یافتههای جدید در روانشناسی اجتماعی نشان میدهند امید جمعی یکی از مهمترین پیشبینی کنندههای مشارکت مدنی و تابآوری اجتماعی است. مطالعات جدید در حوزه تابآوری نشان میدهد جوامعی که روایتهای معنادار از آینده خویش دارند حتی در شرایط بحران کمتر دچار فروپاشی اجتماعی میشوند. قرآن دقیقاً چنین روایت کلانی را برای مؤمنان عرضه میکند.
ایکنا _ از منظر قرآن ریشههای ناامیدی اجتماعی چیست؟
یکی از ضعفهای تحلیلهای رایج این است که ناامیدی را فقط به عوامل اقتصادی یا سیاسی تقلیل میدهند. قرآن نگاه عمیقتری دارد و ریشههای معرفتی و اخلاقی ناامیدی را برجسته میکند. نخستین ریشه ناامیدی اجتماعی در قرآن سستی ایمان به رحمت و حکمت الهی است. آیه «إِذْ جَاءُوکمْ مِنْ فَوْقِکمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْکمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا» نشان میدهد حتی جامعه مؤمنان نیز در شرایط فشار دچار گمانهای نادرست نسبت به خدا میشود. این سوءظن الهی مستقیماً به فروپاشی روانی و اجتماعی منجر میشود.
ریشه دوم ناامیدی اجتماعی قطع ارتباط میان عمل و معناست. وقتی جامعه احساس کند کنش اخلاقی و مسئولانه فاقد نتیجه است نوعی بیمعنایی ساختاری شکل میگیرد. قرآن در برابر این وضعیت دائماً بر پیوند ایمان و عمل صالح تأکید میکند. آیه «فَمَنْ کانَ یرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یشْرِک بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا» نشان میدهد امید بدون کنش یک توهم است و کنش بدون وجود نوعی افق اخروی به فرسودگی اجتماعی میانجامد.
ریشه سوم ناامیدی اجتماعی گسست نهادهای هدایتی است. آیاتی مانند «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» بهروشنی میگوید نزاع و چندپارگی مرجعیت اخلاقی قدرت جمعی را میزداید. در زبان جامعهشناسی این همان بحران انسجام هنجاری است که مستقیماً امید اجتماعی را تخریب میکند. پژوهشهای جدید نشان میدهند جوامعی که دچار فروپاشی اعتماد نهادی هستند سطح بالاتری از افسردگی جمعی و بیانگیزگی مدنی را تجربه میکنند و این دقیقاً همان چیزی است که قرآن قرنها پیش هشدار داده است.
ایکنا _ آیات بشارت و رحمت چگونه میتوانند انگیزه جمعی را بازسازی کنند؟
نکته کلیدی این است که آیات بشارت در قرآن صرفاً وعده اخروی نیستند، بلکه سازوکارهای بازسازی انگیزش اجتماعی را فعال میکنند. قرآن با تکرار مفاهیمی مانند رحمت، نور، یسر و فلاح یک چارچوب انگیزشی چندلایه میسازد. آیه «سیجعل الله بعد عسر یسرا» فقط تسلی فردی نیست، بلکه پیام اجتماعی روشنی دارد و هیچ وضعیت اجتماعیای بن بست مطلق نیست.
از منظر روانشناسی انگیزش، امید زمانی مؤثر است که سه مؤلفه، معنا، مسیر و عاملیت داشته باشد که قرآن هر سه را فراهم میکند. معنا، از طریق پیوند تاریخ با اراده الهی، مسیر از طریق عمل صالح و عاملیت از طریق مسئولیت فردی و جمعی. خداوند در قرآن میفرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یؤْتِکمْ کفْلَینِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیجْعَلْ لَکمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیغْفِرْ لَکمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» بهوضوح از نور بهعنوان قابلیت حرکت اجتماعی یاد میکند. منظور از نور در این آیه صرفاً روشنایی معنوی فردی یا تجربه درونی ایمانی نیست، بلکه نوعی قابلیت هدایتی فعال است که امکان حرکت آگاهانه در مسیر زندگی فردی و جمعی را فراهم میکند. تعبیر «نورا تمشون به» نشان میدهد نور در اینجا به معنای چارچوب تشخیص، جهتیابی و تصمیمگیری اجتماعی است که مؤمنان را از سرگردانی، انفعال و فروبستگی افق آینده رها میسازد و امکان کنش مسئولانه و هدفمند در عرصه اجتماع را به آنها میدهد.
یافتههای جدید در حوزه روانشناسی مثبتنگر نشان میدهد جوامع روایتهای امیدبخشِ مشترک، سطح بالاتری از مشارکت اجتماعی و نوآوری اخلاقی دارند. در ادبیات جدید از مفهومی بهنام انگیزش اخلاقی معنا بنیاد (Meaning Based Moral Motivation) یاد میشود و قرآن با طرح آیات بشارت دقیقاً این انگیزش اخلاقی جمعی را فعال میکند. باید تأکید کنم اگر آیات بشارت از بستر اجتماعی و نهادی جدا شوند اثر معکوس خواهند داشت. امید قرآنی هرگز به انفعال دعوت نمیکند، بلکه همواره با عمل مسئولانه گره خورده است و اینجاست که برخی قرائتهای سطحی از امید بهشدت آسیبزا هستند و باید صریحاً نقد شوند.
ایکنا_ به نظر شما کدام نهادها بیشترین نقش را در ترویج امید قرآنی دارند؟
اگر بخواهیم واقعبین باشیم و از کلیگویی پرهیز کنیم نخستین نهاد، خانواده است. خانوادهای که روایت رحمت الهی را در زیست روزمره بازتولید میکند و نخستین بذر امید اجتماعی را میکارد. آیات متعددی که بر رزاقیت خدا و امنیت آینده فرزندان تأکید دارند؛ مانند «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکمْ خَشْیهَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیاکمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْئًا کبِیرًا» دقیقاً کارکرد نهادی خانواده را هدف قرار میدهند.
نهاد دوم مسجد است، اما نه به معنای کالبد فیزیکی صرف بلکه مسجد در قرآن یک نهاد معنابخش اجتماعی است. آیه «إِنَّمَا یعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ» نشان میدهد آبادانی مسجد به معنای تولید امید و اعتماد اجتماعی است، مساجدی که صرفاً آیینی و مناسکی شوند و از مسائل واقعی جامعه فاصله بگیرند عملاً ضد امید عمل میکنند.
نهاد سوم، نظام آموزشی و رسانهای است. اگر آموزش دینی به جای تقویت عاملیت اخلاقی صرفاً بر ترس و مجازات تمرکز کند نتیجه آن ناامیدی ساختاری خواهد بود. برخی پژوهشهای جدید در موضوع «آموزش برای امید» نشان میدهند که آموزش مبتنی بر معنا و مسئولیت اجتماعی یکی از مهمترین منابع بازسازی امید جمعی است و آموزش برای امید یعنی پرورش عاملیت انتقادی، نه آرامسازی روانی.
در نهایت نهاد رهبری که اخلاقی اهمیت ویژهای دارد. قرآن الگوی پیامبر(ص) را بهعنوان اسوه حسنه معرفی میکند: «لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یرْجُو اللَّهَ وَالْیوْمَ الْآخِرَ وَذَکرَ اللَّهَ کثِیرًا». جامعه بدون الگوی اخلاقی معتبر دیر یا زود دچار فرسودگی امید میشود و این نکتهای است که هم قرآن و هم جامعهشناسی معاصر بر آن اتفاق نظر دارند. با این تفاسیر، اگر امید قرآنی را به سطح شعار فرو بکاهیم نهتنها کمکی به جامعه نمیکنیم، بلکه بیاعتمادی تولید میکنیم. امید در قرآن یک طرح و فرآیند اجتماعی سختگیرانه است که ایمان، عمل و اخلاق را به هم پیوند میزند. بدون این پیوند هر سخن از امید بیشتر به توهم شبیه است تا راه حل.
بدون دیدگاه