یک محقق پژوهشکده اسلام تمدنی بیان کرد

موعودباوری؛ پاسخگوی نیاز فطری بشر به عدالت‌خواهی

مهدی قاسمی گفت: آموزه موعودباوری هم ریشه در متون و آموزه‌های دینی دارد و هم پاسخگوی نیاز فطری بشر به امید و عدالت‌خواهی است. این باور صرفاً یک تدبیر روانی نیست، بلکه تکمیل‌کننده بعد الهی تاریخ و شریعت است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پژوهشکده اسلام تمدنی، اعتقاد به منجی آخرالزمان یکی از مشترکات بنیادین ادیان ابراهیمی است که ریشه در وحی الهی و همزمان پاسخی به نیاز عمیق فطری انسان به عدالت و امید دارد. تشیع با ارائه تصویری منسجم از امام زمان(عج) این آموزه را به یک نیروی فعال تبدیل کرده است. در همین خصوص خبرنگار ایکنای خراسان‌رضوی گفت‌وگویی با مهدی قاسمی، محقق پژوهشکده اسلام تمدنی داشته که به بررسی خاستگاه این باور، نقش روان‌شناختی آن و تفاوت‌های کلیدی در منظومه فکری ادیان پرداخته است که در ادامه می‌خوانیم؛ 
 

ایکنا_ اعتقاد به موعود بیشتر یک نیاز روان‌شناختی برای امید به زندگی است یا صرفاً یک باور که ریشه در آموزه‌های دینی دارد؟ 

 
آموزه موعودباوری هم ریشه در متون و آموزه‌های دینی دارد و هم پاسخگوی نیاز فطری بشر به امید و عدالت‌خواهی است. این باور صرفاً یک تدبیر روانی نیست، بلکه تکمیل‌کننده بعد الهی تاریخ و شریعت است. خاستگاه اصلی این اعتقاد در ادیان ابراهیمی، متون دینی و سنت‌های مذهبی آن‌هاست. در یهودیت، اعتقاد به آمدن ماشیح (منجی) که از نسل داوود است، در کتاب‌های پیامبرانی مانند اشعیا و ارمیا مطرح شده است و وظیفه او گردآوری قوم، برقراری صلح و عدالت است.
 
در مسیحیت، باور به بازگشت عیسی مسیح به‌عنوان منجی در عهد جدید وجود دارد. او در پایان برای نجات نهایی و برقراری پادشاهی الهی ظهور خواهد کرد و در برخی تفاسیر مسیحی نیز فارغ از منجی، به ناجی فردی و نجات‌دهنده اشاره شده است و برای دین اسلام در قرآن آیاتی وجود دارد که وعده عدالت نهایی، حق، حکومت صالحان و وارث زمین را می‌دهد. در حدیث نیز در منابع متعدد از ظهور منجی موعود از خاندان پیامبر(ص) سخن گفته شده است.
 
وعده نهایی عدالت، پایان‌بخشی به رنج‌ها و منبع قوی برای تاب‌آوری و انگیزه برای اصلاح فردی و اجتماعی است و اشتراک این امید در میان پیروان ادیان مختلف می‌تواند زمینه‌ساز مناسبی برای گفت‌وگوی بین‌دینی باشد. دیدگاه شیعه دوازده‌ امامی در خصوص موعود، ویژگی‌های خاصی دارد و دارای ویژگی‌های ممتاز و منحصر‌به‌فردی است: از جمله تعیین هویت دقیق که موعود در تشیع، امام دوازدهم حضرت مهدی(عج)، فرزند امام حسن عسکری است که سال ۲۵۵ هجری قمری متولد و سال ۲۶۰ هجری قمری غایب شده است. نسبت، القاب و اطلاعات فراوانی درباره ایشان در منابع شیعه وجود دارد، در حالی‌که در سایر ادیان و مذاهب اسلامی، موعود به‌صورت کلی و مبهم معرفی شده است.
 
پیوند امامت و غیبت در شخص امام مهدی(عج) نیز ویژگی دیگر تشیع است. امام معصوم به‌عنوان انسان کامل با ویژگی‌های خاص شناخته می‌شود، اما در سایر ادیان، منجی یا وجود ندارد یا صرفاً انسانی صالح و غیرمعصوم تلقی می‌شود. نگاه جامع و جهان‌شمول نیز دیگر ویژگی دیدگاه شیعه است. امام مهدی(عج) در اندیشه شیعی، تکمیل‌کننده رسالت انبیاست و ظهورش تحقق اهداف همه پیامبران الهی است. ایشان حکومت جهانی واحدی بر پایه قسط و عدل تشکیل می‌دهد و حضرت عیسی(ع) نیز از یاوران او خواهد بود که این نگاه در سایر ادیان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. 
 

ایکنا_ آیا شباهت‌هایی میان ادیان مختلف در مورد نشانه‌های ظهور وجود دارد؟

 
نشانه‌های ظهور را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد و اشتراکاتی نیز میان ادیان وجود دارد، از جمله آشوب و فساد گسترده در جهان که این نشانه در اسلام، مسیحیت و یهودیت مشترک است.
 
در دیدگاه اسلام (شیعه و سنی) ظهور امام مهدی(عج) در شرایطی رخ می‌دهد که گناه و فساد فراگیر شده باشد.
 
در مسیحیت، در انجیل متی، نشانه‌هایی چون جنگ‌ها، قحطی‌ها، زلزله‌ها و فساد اخلاقی به‌عنوان مقدمات آخرالزمان و بازگشت عیسی مسیح ذکر شده‌اند.
 
در یهودیت نیز ظهور ماشیح با دوره‌ای پر از مصیبت و هرج‌ومرج همراه است.
 
در زرتشت، باورهای زرتشتی نیز پیش از ظهور سوشیانت (منجی نهایی)، جهان دچار آشوب، دروغ‌گویی فراگیر و انحطاط اخلاقی می‌شود.
 
مفهوم ضدمنجی نیز در ادیان ابراهیمی به‌وضوح دیده می‌شود:
 
در اسلام، خروج دجال، شخصیتی فریبنده با قدرت‌های شیطانی، یکی از نشانه‌های قطعی ظهور امام مهدی(عج) و نزول حضرت عیسی(ع) است.
 
در مسیحیت نیز ظهور Antichrist (دشمن مسیح) در رساله‌های یوحنا و مکاشفه از نشانه‌های مهم پیش از بازگشت عیسی مسیح است.
 
در یهودیت، اگرچه مفهوم دجال به‌صورت دقیق در یهودیت کلاسیک وجود ندارد، اما در برخی متون مقدس یهودی، نیروهای شر و شخصیت‌های منفی پیش از آمدن ماشیح پیش‌بینی شده‌اند و در دایره‌المعارف یهودیان، نام این شخصیت «آرمیلوس» ذکر شده است.
نتیجه‌گیری می‌شود که با وجود تفاوت‌های تفسیری، اشتراک محوری همه ادیان باور به ظهور یک مصلح جهانی در پایان دوران سختی و سلطه نیروهای شر است، کسی‌که عدالت و صلح را در جهان گسترش خواهد داد و در اسلام (به‌ویژه شیعه) این فرد امام مهدی(عج)، در مسیحیت عیسی مسیح و در یهودیت ماشیح از نسل داوود است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *