در کارگاه آموزشی «ظرفیت های ایران در تمدن اسلامی» مطرح گردید:
مسئله دولت تمدنی از دستاوردهای جدید تمدنی یا ظرفیتهای جدید تمدنی است.
یکی از بزرگترین تأثیرات اصلی جمهوری اسلامی در تمدن اسلامی، تأسیس دولت تمدنی بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پژوهشکده اسلام تمدنی، سلسله کارگاه آموزشی پژوهش محور «حکمرانی و تمدن» با عنوان »ظرفیت های ایران در تمدن اسلامی» با حضور استاد غلامرضا جلالی عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی(بازنشسته) به عنوان ارائه دهنده و عباسعلی نصرآبادی رئیس اداره امور پژوهشی اداره کل پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی به عنوان دبیر علمی به همت اداره کل پژوهش پژوهشکده اسلام تمدنی برگزار گردید.
در ابتدای کارگاه استاد جلالی در خصوص تراث ایران کهن گفت: برخی تراث ایران را از دوره اسلامی شروع می کنند و بعضیها تراث ایرانی را کهن تر از دوره اسلامی میدانند و واقعیت هم نظر همین است. ما دوره هخامنشی و تجربیات کهن و الگوهای خودمان را مثل دوره هخامنشی، ساسانی و پارت ها را نباید از یاد ببریم و چون این تجارب جهانی بودند و ایران از آنجایی که به نظام توحیدی اعتقاد داشته و ارزشهای راستین را دنبال کرده است.
وی افزود: پیامبر اکرم a با آموزههای خودش بر بسیاری از این ارزش ها و آرمان ها صحه گذاشته است. مهمترین ظرفیتهایی که در تراث اسلامی با آن روبرو هستیم، بخش قابل توجهیاش به حوزه معارف و دانشهای اسلامی میرسد. ما در حوزه معارف و علوم اسلامی، چند دانش دانه درشت و استراتژیک و تاثیرگذار داریم که به عنوان ظرفیت جهانی برای ما تلقی می شود. یکی از آنها عرفان اسلامی است. عرفان اسلامی با توجه به اینکه خاستگاه اصلیاش ایران و خراسان و بخش های مختلفی از سرزمین ایران است، تاریخ دامنه دار خودش را از شهرهای کهنی مانند مشهد و شیراز و اصفهان و بلخ و بخارا و سمرقند و خیوه و خوارزم و این سرزمینها شروع میکند که اینها جزو حوزه تمدنی ایران تلقی میشود و زمانی هم بخشی از خاک ایران بوده است.
جلالی در ارتباط با عرفان اسلامی گفت: در ارتباط با عرفان اسلامی به عنوان یک ظرفیت، یکی از کسانی که به آن توجه نشان داده، آیت الله سید اسدالله یزدانپناه است که در این زمینه تلاش فراوان کرده و در زمینه ظرفیت تمدنی عرفان، کندوکاو زیادی کرده و مقالاتی نوشته و سخنرانیهای ارزشمندی کرده است. ایشان در مباحث خودش با توجه به اینکه جریان تمدن، یک جریان محققی است یعنی هم اتفاق افتاده و هم در گذشته و حال تعیین پیدا کرده، بنابراین نفس الامر دارد. نفس الامر یعنی ماهیت خاص خودش را دارد. ما نفس الامر را هم به عنوان ماهیت میتوانیم تلقی کنیم و هم حدود و صغوری برای هر پدیده میتوان از بعد فلسفی و عرفانی در نظر گرفت. امور نفس الامریه، اموری هستند که در عالم نفس الامر وجود دارند و هرگاه این امور نفس الامری، در عالم خارج بخواهند تحقق پیدا کنند، باید وجود در آن امور انعکاس پیدا کند.
وی افزود: یکی از دیدگاه آیت الله یزدانپناه، تمدن است. بنابراین تمدن میتواند بعد عرفانی داشته باشد. بهمین خاطر آن کسانی که بین عرفان و امور مادی انفکاک ایجاد کردند، با آن منویات عرفان اسلامی سازگاری ندارد. ایشان عرفانهای منزوی و فردگرا و عرفان های آخرتگرا را عرفانی نمیداند که ظرفیت تمدنی داشته باشد. عرفانی میتواند این ظرفیت را داشته باشد که علاوه بر اینکه به امور اخروی و ذات احدیت توجه انسان را جلب میکند، بهرهوری از امور مادی و مواهب مادی زندگی را هم قبول دارد و در نتیجه به واقعیتهای ملموس زندگی اهمیت میدهد.
عضو سابق هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی گفت: وقتی به سمت دانش ها دیگر مثل حکمت اسلامی، فلسفه اسلامی یا فقه یا دانشهای دیگر توجه میکنیم، میبینیم که همین ظرفیت مشابه عرفان را فلسفه دارد و در ارتباط با فلسفه، خصوصا حکمت صدرایی، امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم، به یک ظرفیت بزرگ تمدن سازی برای ما تبدیل شده است. امروزه یکی از نکات تجسم عقلانیت ایرانی که برای ایران از لحاظ علوم عقلی ظرفیت ایجاد کرده و قدرت آرایه او را در جهان معاصر در علوم عقلی نشان میدهد، همین مکتب صدرایی است. خصوصا از زمانی که امام خمینی با پدید آوردن انقلاب اسلامی و مشارکت میلیونها نفر انسان مسلمان گام برداشت، خود به خود جریان حکمت صدرایی هم موضوعیت پیدا کرد و امروزه یک ظرفیت تمدنی برای جمهوری اسلامی است.
استاد جلالی گفت: دستاوردهای جدیدی که در حقیقت دستاوردهای جدید تمدنی یا ظرفیتهای جدید تمدنی است را به چند شاخه میتوانیم تقسیم کنیم و هر یک از این شاخهها از اهمیت ویژهای برخوردار است. یکی از آنها مسئله دولت تمدنی است. پس از انقلاب اسلامی به عنوان یک ظرفیت بسیار مهم تمدنی که نوپدید بود، ما با مسائل زیادی روبرو شدیم. خود انقلاب اسلامی، تاریخچه ای که طی کرده یک ظرفیت تمدنی است. انقلاب اسلامی، یک انقلاب جهانی است و محدود به سرزمین ایران نیست و از تجریبات جهانی استفاده شده است. پیامهایش هم جهانی است. از دیدگاه اندیشه اسلامی، اسلام آیین حق است و دین الله است. خداوند یک دین بیشتر وجود ندارد. در جوف اسلام هم مسیحیت و هم یهودیت و هم زرتشت است و هم آیین های توحیدی دیگر در آن ظهور و بروز دارد. خدا یک دین بیشتر ارائه نکرده است. این ظرفیت بسیار گسترده و عظیمی است و ما باید از این ظرفیت بسیار پر اهمیت بهره میجستیم و این بهره را کم و بیش توانستیم به دست بیاوریم. یعنی انقلاب اسلامی، مرزبندیهای فکری و سیاسی اقتصادی ما را کاملا تغییر داد.
عضو هیأت علمی بازنشسته پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: یکی از بزرگترین تاثیرات اصلی جمهوری اسلامی، تاسیس دولت تمدنی بود. ما در دوره قاجار و رژیم پهلوی پر و بالمان ریخته شده بود و به موجودی بی خاصیت تبدیل شده بودیم و از ظرفیت عظیم تمدنی خودمان نمیتوانستیم بهره برداری کنیم. اما انقلاب اسلامی آمد و پر و بال داد. پس از انقلاب اسلامی دریچههای بسیار فراخی به روی تمام همسایگان ما باز شد و خیلی نیروهای جهادی سرزمینهای دیگر به ایران آمدند و قبلا اگر حوزه استراتژیک جهان اسلام حوزه مدیترانه بود و حوزه مدیترانه نقطه ثقل جهان اسلام تلقی می شد، به خاطر نهضتی که جمال عبدالناصر کرده بود، انقلاب اسلامی ایران نقطه ثقل جهان اسلام را خلیج فارس قرار داد. امروز با طرح بحث هلال شیعی و ارتباطاتی که نهضت مقاومت در برابر قدرت غرب به وجود آورده و همگرایی و پیوستگیای که ایران با عراق و سوریه و یمن و کشورهای دیگر به وجود آمده… لذا کنشهایی مانند مبارزه با داعش را داشتیم. جریان داعش یک جریان برونمرزی بود. حضور ایران در کنشهای برونمرزی و شرکت در سرنوشت ملتهایی که قرار بود طور دیگری سرنوشتشان ترسیم شود، و تغییر آن سرنوشت در جهت منافع ملی آن سرزمین ها، سبب شد که ایران یک موقعیت بسیار استثنایی به در کل سرزمین های منطقه دست بیاورد.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران میتواند تمام این توانایی ها را قالب برخورداری از دولت تمدنی می تواند داشته باشد. نکته آخری که لازم است مطرح شود، این است که یکی از دستاوردهای جریان انقلاب اسلامی این بود که اسلامی سازی علوم یا جریان علم انسانی اسلامی مطرح میشود که همایشهای مختلف بین المللی تا به حال برگزار شده است. به دلیل اینکه صاحب نظران به این نتیجه رسیدند که ما با توجه به برخورداری از علوم عقلی مستقل و آیین و ارزشهای مستقل و اخلاق مستقل، اگر علوم انسانی مان وامدار غرب باشد، مانند آن چیزی میشود که در اقتصاد گذشته است.
بدون دیدگاه