استاد غلامرضا جلالی:

امام خمینی(رحمت الله علیه) بزرگترین نقش را در ترویج فلسفه ملاصدرا پس از ایشان داشتند.

ارسال شده در تاریخ   ۱۹ خرداد ۱۳۹۸

عضو هیئت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی و مدیر گروه سادات و مفاخر اسلامی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی گفت: امام خمینی(رحمت الله علیه) بزرگترین نقش را در ترویج فلسفه ملاصدرا پس از خود حکیم ملاصدرا به عهده داشته است.

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده اسلام تمدنی به نقل از روابط عمومی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، استاد غلامرضا جلالی در نشست «سیره علمی و عملی امامین انقلاب» که همزمان با سالروز رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی و قیام ۱۵خرداد و سومین دهه رهبری مقام معظم رهبری به همت گروه انقلاب و تمدن اسلامی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی و با حضور جمعی از پژوهشگران و محققان در بنیاد برگزار شد، به ارائه مقاله خود با موضوع «ظرفیت تمدنی حکمت صدرایی در اندیشه امام خمینی(رحمت الله علیه)» پرداخت.
وی ابراز کرد: فلسفه ملاصدرا به نفسه، یک شبکه معرفتی مبتنی بر هستی شناسی است و می تواند تأثیر عمیقی روی تلقی ما از دین و علم و تمدن داشته باشد. این مکتب فلسفی با توجه به پیشینه‌ای که در تاریخ فرهنگ ایران و جهان داشته است،  بخش بزرگی از هستی و هویت فکری ما ایرانیان را در خلال تاریخ به وجود بیاورد. این حوزه معرفتی، در جست و جوی حقیقت کامل است و از خصلت‌های مهم آن، تبیین گوهر دین و برخورد با ظاهر بینی و قشری گری نسبت به آن است.
این پژوهشگر ادامه داد: ملاصدرا آرای خود را با تعالیم اسلامی هماهنگ کرد و با نظریه حرکت جوهری علم النفس را از طبیعیات ارسطویی مستقل ساخت، در نتیجه فلسفه الهی را به مقدار زیادی از قید فلسفه طبیعی قرون وسطایی غرب رها نمود. فلسفه صدرالدین شیرازی با این رویکردهای متمایز خود توانست، به مثابه محور حیات فکری و عقلی ایران، درسه قرن و نیم اخیر نقش تمدنی خود را به درستی ایفا کند.
جلالی خاطر نشان کرد: فلسفه صدرایی تحت تأثیر نفوذ اندیشه امام خمینی(رحمت الله علیه) در دهه‌های اخیر توانسته است فراگیر شده و راه خود را متناسب با شرایط جامعه اسلامی ایران و موانع آن، طی کرده و بکوشد جهان را به مثابه یک کل، به منزله وحدت در کثرتی از نمودها، به عنوان جهانی که اصول آن را باید در عقل جست، توضیح دهد.

مدیر گروه سادات و مفاخر اسلامی بنیاد تصریح کرد: اندیشمندان این فلسفه امروزه با این مسئله روبه رو هستند که دانش و علوم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رایج در ایران، که با کردارهای روزمره در حوزه‌های زیست جهانی سروکار دارند، چگونه می‌تواند از نظام‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در پارادایم زیست جهانی جدا کرده و مسایل خود را بر مدار این فلسفه قرار دهند.

امام خمینی(رحمت الله علیه) و فلسفه صدرایی
وی همچنین افزود: در شکل گیری مطالعات مربوط به فلسفه صدرایی در ایران، در نیم قرن اخیر، ما وامدار تعدادی از صاحب نظران هستیم. در آن میان امام خمینی(رحمت الله علیه) بزرگترین نقش را در ترویج آن پس از خود حکیم ملاصدرا به عهده داشته است. اوکسی بود که این فلسفه را از حاشیه در آورد و به مثابه مبانی حیات معقول و محسوس،  در متن تحولات علمی، فرهنگی و سیاسی جامعه و جمهوری اسلامی ایران قرار داد.
این پژوهشگر گفت: امام خمینی(رحمت الله علیه) با وجود تلاش شیفتگان تحجر که می‌کوشیدند دین را به عنوان راز سر به مُهر و دست نایافتنی معرفی کنند، همگرایی عقل و حکمت را نوید داد و به این منظور حکمت متعالیه را به مثابه گنجینه فراهم آمده از همه دستاوردهای حکما و عرفا، در سلک آیات وحی و کلمات اولیا کشاند و آن را بسان ترجمان بطون وحی باز نمود و آزاد اندیشی و عقل مداری حکمای شیعه را با ترویج این مکتب حکمی قوام تازه ای بخشید.
وی اظهار کرد: شاگردان برجسته امام خمینی(رحمت الله علیه) به ویژه استاد شهید مرتضی مطهری و استاد فقید سید جلال آشتیانی و دکتر مهدی حائری یزدی، توانستند مبانی فلسفه صدرایی را احیا و تلاش کنند تا زنجیره اتصال و استمرار این فلسفه تا عصر حاضر امکان پذیر باشد.
جلالی گفت: امام خمینی(رحمت الله علیه) در معرفت شناسی خود، حکمت و حریت را دو اصل در تحقق کمال انسانی می‌داند. ایشان با نگاهی بسیار بدیع، حکمت را علم به نظام وجود می‌داند نه مفاهیم و نه به ماهیات و حدود. تأمل در نظام وجود و فهم سیستم‌ها از لوازم این حکمت است.
غلامرضا جلالی خاطر نشان کرد: امام خمینی(رحمت الله علیه) حریت را رها شدن انسان از عبودیت شهوت و حرص می‌داند. در واقع حریت برآمده از حکمت می‌تواند منشأ ضرورت انسان باشد. این دو اصل وقتی برای انسان فراهم شد، صفای ذاتی یعنی اعتدال برای انسان حاصل می شود.